اسبابکشی
سلام
بدلیل خدمات ضعیف و یک خط در میان پایین بودن سرور بلاگها به آدرس زیر اسباب کشی کردم:
سلام
بدلیل خدمات ضعیف و یک خط در میان پایین بودن سرور بلاگها به آدرس زیر اسباب کشی کردم:
کنیسه صهیونیستی “خراب” یا “هروه” بزرگترین و بلندترین عبادتگاه یهودیان، نزدیک(حدود ۷۰۰متری) مسجدالاقصی است
رژیم صهیونیستی این کنیسه را سه روز پیش افتتاح کرد. طبق عقاید صهیونیست ها اگر این معبد تاریخی افتتاح شود، بازسازی هیکل سوم(معبد سلیمان) بر ویرانه های مسجد الاقصی آغاز خواهد شد
بعد از بازسازی معبد سلیمان هم منجی آخرالزمانی یهودیان ظهور کرده و آنها بر تمام جهان و بر تمام ادیان حکومت خواهند کرد
خطر اینجاست که این صهیونیست های جنایتکار می خواهند با افتتاح این کنیسه نقشه شوم خودشان را برای تخریب مسجد شریف الاقصی که قبله اول مسلمانان است آغاز کنند تا منجی آنها ظهور کند و آنها در زمین به قدرت کامل برسند

رقص و شادمانی صهیونیست ها در مراسم حمل کتیبه تاریخی تورات به کنیسه خراب
ببینید این کنیسه چقدر به مسجدالاقصی نزدیکه!!!

ورود کتیبه تورات به داخل کنیسه
این کتیبه را باید در جای مخصوصی قرار بدن تا مسجد الاقصی خراب بشه

حتی صهیونیست ها برای تاریخی شدن این بنا سکه نقره ای ضرب کردند
صهیونیست ها اعلام کرده اند که قصد دارند سنگ بنای اولیه معبد سلیمان را در روزهای اخیر وارد صحن مسجد الاقصی کنند و به صورت نامحسوس تا کنون چندید جای مسجدالاقصی را خراب کرده اند
![]()
سنگ بنای اصلی معبد سوم هیکل در حال حمل

یکی از ستون های معابدی که در زیر مسجد الاقصی ساخته شده

نمادی از هلوکاست در تونل های زیر مسجد

ماکت بسیار بزرگی از معبد سلیمان که در حال حمل به محوطه مسجد الاقصی می باشد

لطفا این موضوع بسیار مهم را به سایر مسلمانان ایران و جهان هم اطلاع رسانی کنید، تا به این صورت کمک کوچکی به دین خدا کرده باشیم
* خداوند متعال در انتهای آیه ۴۰سوره حج می فرماید
و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز
معنی: و هر که خداوند(دین خدا) را یاری کند، مطمئنا خداوند آن فرد را یاری خواهد کرد که خداوند بسیار قدرتمند و تواناست
بنده گفتم در آن هواپیمایى که من سوار مىشوم، این کار ممنوع است! چرا فارسى حرف نمىزنند؟! آخر یک وقت هست که با یک برج بیگانه -که او مثلاً چینى است و شما فارس هستید و زبان یکدیگر را نمىدانید- از زبان مشترک انگلیسى استفاده می کنید؛ اما بنده مثلاً به مشهد که مىروم، به چه مناسبت شما انگلیسى حرف مىزنید؟! علتش این است که واژهها انگلیسى است و اینها فقط باید این واژهها را به یکدیگر ربط بدهند؛ خودشان را دیگر دچار زحمت نمیکنند؛ همان ربط انگلیسى را مىدهند!
پس ما باید واژه بگذاریم، تا زبان در محیطهایى اینگونه منزوى نشود؛ که متأسفانه منزوى شده است. در محیط بیمارستانها خیلى اوقات همینطور است؛ در جاهاى دیگر همینطور است؛ اینها جاهایى است که ما دیدهایم.
KHAMENEI.IR در هواپیمایى که سوار مىشوم، این کار ممنوع است!.

(بسیجی شهید حسین غلام کبیری)
هیچ چیزت با بقیه فرق نداشت. نه سنگ قبرت، نه عکست… ما دنبال آنهایی میگشتیم که تاریخ شهادتشان ۱۱/۲۴ بود. آنها که سالگرد شهادتشان بود و از شلوغی بهشت زهرا و گلهای تازه و سنگهای خیسشان میشد پیدایشان کرد. تو صدایمان کردی. میان آن همه شبیه خودت. تاریخ شهادتت ۸۸/۳/۲۵ بود. سعادت آباد. گلهای تازه روی مزارت هم به خاطر سالگردت نبود، به خاطر این بود که هنوز سالت نشده و حتما داغت آنقدر تازه هست که زود به زود به زیارتت میآیند.
۸۸/۳/۲۵ سعادت آباد چه خبر بود که تو شهید شدهای؟ اصلا تو آنجا چه کار میکردی؟
صدا و سیما که تازه همین چند روز پیش حرفهای امام را پخش کرد که «اگر اشخاصی بدون مجوز وزارت کشور اقدام به تجمع کنند بر همه واجب است با آنها برخورد کنند.»
چرا صبر نکردی محسن رضایی و سایر آقایان با نامه نگاریهایشان آرامش را به کشور بازگردانند.
چرا صبر نکردی خداجویی اراذل را در روز عاشورا ببینی؟
چرا صبر نکردی علی مطهری پیام بدهد که مردم در روز ۲۲ بهمن با هم برادرانه رفتار کنند؟! راستش را بگو. به هوای کیک و ساندیس رفته بودی؟ سکه؟ پول نقد؟ هر چه بوده نوش جانت. آنقدر حلال بوده که با آن یک قبر وسط قطعه ۵۵ برای خودت دست و پا کردهای و همسایه دیوار به دیوار شهدا شدهای.
ما ماهواره نداریم ، اینترنت پر سرعت بدون فیلتر هم نداریم. اما آنقدر برای ندا و ترانه وسهراب و … فیلم و کلیپ و عکس دیده ام که همهشان را میشناسم. تو را ولی هیچ کس نمیشناسد. علی مطهری راست میگوید. از بس شما به اندازه کافی مدافع دارید. راست میگوید. همه آنها که در آن قطعه بهشت زهرا خوابیده اند به اندازه کافی مدافع دارند. شما که خونتان از سید الشهدا رنگین تر نیست. خود حضرت هم منتظر این الطالب بدم المقتول است.
بگذار برای ندا و ترانه، بی بی سی و مریم رجوی ختم بگیرند. بگذار خواص حرف زیادی بزنند و بگویند از بیانیه ها و توصیههایشان به سران نفاق است که ۲۲ بهمن هیچ درگیری نشد. اصلا کسی با نماد سبز نبود که بخواهد درگیری بشود. ما که می دانیم باز هم خون شهدا بود که این نظام را حفظ کرد. باز هم غیرت شما شهدا بود که این آقایان میتوانند با لباسهای روحانیتشان راه بروند.
بضاعت ما همین قدر است. همین چند مگابایت که امپریالیزم به ما روا داشته. امام گفت شهید نظر میکند به وجه الله. برای همین ما هم عافیت طلبانه شما را رها کردیم تا خلوتتان به هم نخورد.
ما عرضه نداریم عکس شماها را پیراهن عثمان کنبم و در راهپیمایی ها دست بگیریم. ما لیاقت نداریم بیاییم منزل مادرانتان و به آنها سرسلامتی بدهیم..
بضاعت ما همین وبلاگ است تا نام و یاد شما را زنده نگه داریم.
برای شادی روح شهید حسین غلام کبیری و همه شهدای مظلوم این فتنه:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم….
ما کار خودمان را کردیم
ما دو صفحهی روزنامه از مرگ عجیب تو نوشتیم
و سخنگوی اصلاحات، به خبرنگارمان خندید [۱]
ما خبر مرگت را در روزنامه تیتر یک کردیم [۲]
«مرگ در اثر سرماخوردگی»
اما باید آدم فضاییها
با اسلحههای عجیب تو را هدف میگرفتند
تا ما هم
از دوربین تفنگ آنها
تو را در تلویزیونها و پایگاههای اینترنتی میدیدیم
باید صاعقهای از آسمان میآمد
و در آتشی «سبز» میسوختی
تا به چشم بیایی
یا دستکم باید زیباتر میبودی
و در حین بازگشت از کلاس موسیقی
با گلولهای مشکوک کشته میشدی
خواهرم «هاجر نویدی» [۳]
روستازادهی جوانمرگ به تیر ۱۳۸۱
خواهرانم، برادرانم
درگذشتگان به خاک این تاریخ سرخ
باید مثل خواهرم «ندا» به خرداد ۱۳۸۸ میمردید
تا به چشم میآمدید!
شاید به احترامتان یک دقیقه سکوت میکردند!
علی محمد مؤدب
.
[۱] رمضان زاده، سخنگوی دولت خاتمی
[۲] روزنامهی ابرار
[۳] هاجر نویدی دختری روستایی بود که بر اثر بیماری سادهی سرماخوردگی و تنها به سبب ناتوانی مالی برای تهیه دارو ار دنیا رفت. آن موقع پزشک مصاحبه شونده به خبرنگار ابرار گفته بود: مرگ در روستای قلعه رئیسی (از توابع کهکیلویه) ارزش خبری ندارد! و آنها همین را تیتر کردند.
آشوب های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم چنان بستری مهیا کرده بود که هر آن ادعایی که تصور می شد و یا حتی دور از ذهن بود، مجال ابراز پیدا کرد؛ ادعاهایی که با وجود تنافی آشکار با واقعیت طرفدارانی سرسخت پیدا کرد.
ولایت فقیه که میراث گرانبهای امام راحل هم خوانده می شود، از جمله موضوعاتی بود که با وجود ادعای ”خط امامی بودن” سران اصلاحات و حتی برخی نزدیکان امام، با بی اعتنایی آنان روبرو شد.
با این حال، سران فرقه سبز بارها از امام راحل دم زده و نزدیکی به بیت او را به معنای پیروی از حضرت امام عنوان کرده اند.
مواضع امام درباره شخصیت ها و سیاسیون و اینکه “معیار حال کنونی افراد است” و نیز درباره ولایت فقیه، بر کسی پوشیده نیست، از این رو ذکر برخی توصیه های سید احمد خمینی، یادگار امام، که در آستانه سالروز رحلت او قرار داریم هم، راهگشاست.
حبیب الله عسگر اولادی، از مبارزان انقلابی که از گذشته ای دور با حضرت امام (رضوان الله علیه) و بیت ایشان ارتباط داشته خاطره ای جالب درباره آخرین دیدارش با مرحوم سید احمد خمینی (که تقریبا مربوط به ۱۰ روز پیش از فوت مرحوم سید احمد آقا می شود) را نقل کرده است.
این خاطره که نشانگر آخرین مواضع آن امین بصیر است را با هم می خوانیم: “در سالروز تأسیس کمیته امداد [۱۴ اسفند] که خدمت حاج احمد آقا رسیدیم ایشان فرمود: ما هر چه داریم از ولایت فقیه داریم، امروز ولی فقیه برای ما همه چیز است، امروز باید توجه داشته باشیم که آن آهنگی که مقام ولایت نشان می دهد، خود را با آن هماهنگ کنیم و اگر کسی نتواند خود را با آهنگ ولایت هماهنگ کند، هر چه قدر که خود را منسوب به امام بداند، نمی تواند سالم بگذرد و یکی از خصوصیات این انقلاب آن است که هر کس نسبت به ولایت پاک و صاف باشد، می تواند سالم بماند و هر کس که نباشد، نمی تواند. این آخرین جمله ای است که من از ایشان به یا دارم.”
(به نقل از کتاب یادگار سپیده، صفحه ۷۶)
توی دهن آنها زدم
در بهمن سال ۱۳۶۹ – حدود نوزده ماه پس از رحلت حضرت امام- به اتفاق جناب آقای حاج محسن رفیقدوست با مرحوم حجتالاسلام و المسلمین حاج احمد خمینی(رحمةاللهعلیه) ملاقات خصوصی داشتیم. در این ملاقات، اینجانب به ایشان عرض کردم که شما چند روز پیش جملهای فرمودید و رسانهها هم پخش کردند که به سهم خودم لازم میدانم از جنابعالی تقدیر و تشکر کنم. ایشان پرسیدند کدام جمله؟ عرض کردم جملهی شما این بود که “هرکس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیتالله خامنهای است، در خط آمریکاست.” حاج احمد آقا فرمودند: “آقای حبیبی! من این جمله را با اعتقاد کامل به آن، بیان کردم و جداً معتقدم، هرکس این تفاوت را قائل باشد، بخواهد یا نخواهد در خط آمریکا است.” و اضافه نمودند: “یکی از موارد شگفتی من این است که حضرت آیتالله خامنهای در این حدود نوزده ماه، چگونه توانستهاند تعادل و توازن در کشور را مدیریت کنند؟ چون عوامل مهمی برای برهم زدن این تعادل و توازن و ایجاد بحران وجود دارد.”
حاج احمد آقا در ادامه گفتند: “آنهایی [تعبیری به کار بردند] که میگویند آیتالله خامنهای نه! پس میگویند چه کسی؟ مثلاً میگویند فلانی! او خانهی خودش را هم نمیتواند اداره کند.” [البته مرحوم حاج احمد آقا اسم بردند] ایشان اضافه کردند: “عدهای خاص بعد از رحلت حضرت امام(ره) و انتخاب حضرت آیتالله خامنهای بهعنوان رهبر انقلاب، آمدند اطراف مرا گرفتند که شاید به زعم خویش مرا در مقابل ایشان بتراشند. من متوجه این توطئه بودم و توی دهن آنها زدم و معتقدم کسی که میتواند بعد از رحلت حضرت امام(ره) بار این مسؤولیت را به خوبی به دوش بکشد، حضرت آیتالله خامنهای هستند.”
خودِ شما!
اینجانب به مرحوم حاج احمد آقا عرض کردم که آیتالله هاشمی رفسنجانی در اولین خطبهی نماز جمعهی بعد از رحلت حضرت امام(ره)، اشاره به گفتوگوی امام(ره) با شما داشتند که هنگام پخش تصویر ملاقات حضرت آیتالله خامنهای (رئیس محترم جمهوری وقت) با رئیسجمهوری کره شمالی از سیمای جمهوری اسلامی صورت گرفت. حضرت امام(ره) به شما (حاج احمد آقا) فرموده بودند که این آقا (حضرت آیتالله خامنهای) شایستگی رهبری را دارا هستند. اما سؤال اینجانب از جنابعالی این است که شما خاطرهی دیگری که حضرت امام(ره) اشارهی صریح به شایستگی حضرت آیتالله خامنهای بعد از خودشان داشته باشند، دارید؟ ایشان پاسخ مثبت دادند و چنین بیان نمودند: “در سال ۱۳۶۵ در روزی که سران قوای سهگانهی کشور به اتفاق نخستوزیر در یکی از اتاقهای بیت حضرت امام در جماران، با حضور اینجانب جلسه داشتند. آیتالله منتظری هم تقریباً همزمان با حضرت امام(ره) ملاقات داشتند. در مقطعی از جلسهی سران سه قوه، امام(ره) وارد اتاق شدند، درحالیکه از ملاقات آیتالله منتظری عصبانی بودند. بدون مقدمه گفتند که “من از اول هم با رهبری آقای منتظری بعد از خودم مخالف بودم، ولی مجلس خبرگان کاری کرده بود و من هم مصلحت را در سکوت دیدم. اما حالا در جمع شما میگویم که با رهبری آقای منتظری مخالفم.”
با این مطلبی که فرمودند، سکوت سنگینی بر جلسه حاکم شد و پس از این سکوت آیتالله خامنهای سکوت را شکستند و به امام عرض کردند که احترام ما به آقای منتظری بهخاطر این است که شاگرد شما بودهاند، سابقه مبارزه دارند و… اما حالا اگر آقای منتظری نه، پس چه کسی؟ امام بدون لحظهای تأمل دستشان را به طرف آیتالله خامنهای نشانه گرفتند و فرمودند: “خود شما، به چه دلیل شما نمیتوانید رهبر انقلاب باشید؟” بعد از این بیان صریح امام، سکوت مجددی بر جلسه حاکم شد و مجدداً آیتالله خامنهای به حضرت امام عرض کردند که “من یک تقاضا دارم که حکم بفرمایید تا موضوع مورد بحث امروز جنابعالی را هیچکس از افراد جلسه، حق بیان ندارند و راجع به آقای منتظری هروقت جنابعالی صلاح دانستید، خودتان مطلب را بیان بفرمایید.” امام فرمودند: “آقایان حق ندارند در زمان حیات من که مطلبی را که امروز بیان کردم در جایی نقل کنند و لازم است این منع را بهعنوان حکم تلقی کنند.”
KHAMENEI.IR – میخواستند مرا در مقابل ایشان قرار دهند! – دیگران.
در روزهایی که دلمشغولی ما خرید شب عید و دلمشغولی های معمول ایام آخر سال است و برای نو شدن سال لحظه شماری می کنیم ، خانواده ای در گوشه ای از پایتخت ، شهر من و شما دغدغه گشنگی دارند و سقفی که بالای سرشان نیست. نه از لباس نو خبری هست و نه از شیرینی و آجیل ، این خانوده امسال عید ندارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا» ، این خانوده در حالی به زندگی خود ادامه می دهند که در تأمین اولیه ترین نیازهای خود نیز ناتوان مانده اند و جبر روزگار آنچنان عرصه را بر آنها تنگ کرده که عید را هیچ ، زند گی را نیز از یاد برده اند.
پدر خانواده چندی است به علت تصادف رانندگی توان کار کردن را از دست داده و ظاهری آشفته به خود گرفته است و در نهایت ناتوانی در پرداخت اجاره منزل موجب شده تا ۲ دختر و ۲ پسر این خانواده همراه والدین خود در گوشه ای از خیابان روزگار را سپری کنند . اخیرا دختر کوچک این خانوده به علت بیماری به بهزیستی منتقل شده و اداره زندگی این خانواده تنها با کمک اهالی محل و آن هم به سختی میسر می شود.
تنها با لحظاتی معاشرت با این خانواده می توان آثار گشنگی و نا امیدی را به سادگی متوجه شد ، بله باورش سخت است که درست در زیر گوشمان خانواده ای در آستانه فرارسیدن عید دلمشغولی شان فرار از گرسنگی و پیدا کردن سرپناهی باشد.
این خـانواده در خیابان خـاوران روبروی ترمـینال خـاوران انتهای خـیابان میرزاده (۸ متری مولا) گوشه ای از دیوار مـدرسه شهید مطهـری پناه گرفته اند و امید به واجدان من و تو دارند تا قدمی برداریم و سال خود را با احسان به پایان برده و سرمایه ای برای آغاز سال نو فراهم کنیم.
این قانون هستی است که هیچ نیکی و احسانی بی جواب نمی ماند.
به گزارش «فردا» آقای جوادی با شماره تلفن ۰۹۱۲۵۰۸۳۸۱۲آماده اطلاع رسانی و هماهنگی جهت کمک به این خانواده نیازمند است.

همایش – پارتی دوم خرداد برقرار است. سایت های حامی موسوی خبر می دهند که اتوبوس ها مردم را به سالن آزادی آورده اند. یادشان رفته است که موسوی همین چند روز پیش ادعا کرده بود که برای آوردن مردم، وسیله نمی گذارد، شاید هم یادشان رفته بود که خودشان مستقبلین احمدی نژاد را “مردم اتوبوسی” نامیده بودند.
شاید هم ادب را فقط برای خودشان رعایت می کنند.
همایش – پارتی شروع می شود و دختر هاشمی، دوران احمدی نژاد را دوران نکبت می خواند و ادعا می کند که به زودی احمدی نژاد ادعا می کند امام زمان است!
وقیحانه تر آنکه، جمعیت سبزپوش برای او دست می زند.
مثل همیشه، بی ادبی و دروغ در فضای دوم خرداد موج می زند.
گویا آن ها به هر ادعای دروغی، حتی از نوع بزرگ و فائژه ای آن، عادت کرده اند و حتی آن را تشویق هم می کنند!
همین مریضی روحی است که آنان را دز زمان بعد از انتخابات به پذیرش هر ادعای دروغ و دور از عقلی وادار می کند.
میکروفون را دست به دست می چرخانند، یکی وزارت ارشاد را که مجوز این برنامه را بهشان داده است، “سفاک” می خواند و جمعیت اصلاح طلب که به شعارهای آنچنانی ورزشگاه ها تسلط دارد، سریع شعار می دهد «توپ، تانک، فشفشه ارشاد باید جمع بشه»
کارگردانی که اندازه و وزن هنری خودش زیر سؤال است، شروع به فحاشی می کند: “۴ سال احساس حقارت کردم. ۴ سال با هر سفر رئیس جمهور از روستا گرفته تا سفرهای خارجی احساس حقارت کردم. ۴ سال با هر پشت تریبون قرارگرفتنی احساس حقارت و کوچکی کردم.”
جمعیت مدام او را تشویق می کند و او را به توهین سوق می دهد. آن ها از فحاشی به دیگران لذت می برند: “۴سال همه چیز پشت دروغگویی پنهان شد. ۴ سال یک آدم کوتوله مرا کوتوله کرد.”
و تو به عنوان یک حامی بی ادعای انقلاب از این همه توهین شنیع، نسبت به رئیس جمهور مردم شرم می کنی و می گویی که بد نیست خاتمی برای حفظ ادعای ادب و اخلاق هم که شده، تذکری به آنان بدهد. اما زهی خیال باطل! اینجا ظاهر سازی هم لازم نیست. همینکه با وجود همه این فحش ها به حاضرین بگویی که خاتمی و شما باادب هستید، همه تایید می کنند!!
در این میان هر کسی سعی می کند، با فحاشی های زننده تر خود را نزد اصلاح طلبان عزیزتر کند، الآن موقع رعایت ادب نیست، الآن می توان دروغ گفت. الآن می توان با رنگ سبز اهل بیت رقصید؛ فقط کافی است فردا یک تابلوی “ادب مرد به از دولت اوست” و “دروغ ممنوع” دست بگیری و بروی توی صورت هر چی طرفدار احمدی نژاده.
آره دروغ بگو، فحش بده، اینجا مجلس اصلاحات است، فردا کسی تو را به خاطر این دروغ ها بازخواست نخواهد کرد. اینجا اصلاح طلبان برای هر توهین تو سوت و کف می زنند.
دولت دیکتاتور هم که کاری به میتینگ شما ندارد و شما آنقدر تحت فشار هستید که این توهین ها و اهانت های آشکار را به رئیس جمهور قانونی کشور می کنید و آن ها به شما مجوز می دهند!
آی که همه تان قربان یک تار موی احمدی نژاد بشوید.
حمید فرخ نژاد هم باید دروغ بگوید، پس می گوید: “داستان خاله سوسکه را همه می دانیم.ما نیز در این ۴ سال خاله سوسکه شده بودیم و به کتک خوردن عادت کرده بودیم. باید کسی را بیاوریم که دیگر ما را نزند.”
جمعیت تشویقش می کنند و تو در فکری که در زمان اصلاحات کسی جرات می کرد یک صدم این حرف ها را به خاتمی و دار و دسته بزند؟!!
فرخ نژاد می داند، همه آن ها می دانند که دولت دیکتا.تور احمدی نژاد به آن ها کاری ندارد. پس با خیال راحت هر چه می خواهند می گویند.
و مگر اینجا زمان اصلاحات است که تو جرات یک انتقاد ساده را هم نداشته باشی؟!
زمان اصلاحات است. صدا و سیما گوشه هایی از کنفرانس برلین را پخش می کند.
هیچ دروغی در کار نیست، همه چیز مستند است. هیچ توهینی هم در کار نیست.
اما لاریجانی را دیگر به هیئت دولت اصلاحات راه نمی دهند.
کسی هم جرات ندارد که این قانون شکنی آشکار را به رخ فاشیست های اصلاح طلب بکشد.
همه از ترس چماق کش های اصلاحات، زبان در کام گرفته اند.
اجرای قانون هیچ اهمیتی برای دولت مدعی قانون گرایی ندارد.
“زنده باد مخالف من” باز هم پوچ بودن خود را نشان داده است.
انتخابات تمام شده است و دولت همه پرده دری های اوباش را تحمل کرده است. احتمالا حمید فرخ نژاد را دار زده اند.
حداقلش این است که به خاطر توهین ها و دروغ هایش او را ممنوع الکار کرده اند.
شاید هم به سبک دولت فخیمه خاتمی که به خاطر حرف های مستند لاریجانی، او را به هیئت دولت راه نداد؛ فرخ نژاد را به خاطر حرف های غیر مستندش از دیدار خانوده اش محرومش کرده اند.
نه، هیچکدام از این ها نیست، دولت زورگوی احمدی نژاد، فیلم او را رفع توقیف کرده است و تو مجبوری تبلیغ دو فیلم فرخ نژاد را با تصاویر بزرگ او از صدا و سیمای میلی (!) ببینی و به خاطر دیدن قیافیه این فحاش حرص بخوری و بر مظلومیت دولت صبور گریه کنی.
و تو می خواهی زار زار بر این مظلومیت بگریی، می خواهی از این همه تبلیغات وارونه رسانه های شیطان فریاد بزنی و بر دروغگویانی که مدعی راستی شده اند و فحاشانی که ادعای ادب می کنند و ظالمان که مدعی پیراهن عثمان شده اند، بخروشی.
اما یاد علی (ع) و چاه تنهایی اش می اقتی، سید علی غریب زمان را با درد غربتش به یاد می آوری و تو نیک می دانی که غم تو در برابر آن ها هیچ است، پس با ذکر صلوات، فرج قائمی را می خواهی که انتقام خون حسین (ع) را از پیروان یزید خواهد گرفت.
پ.ن : مدت ها پیش، با یکی از دوستان اصلاح طلب و از مریدان سروش صحبت می کردم. به او گفتم که این فضای اختناق اصلاح طلبان بر علیه منتقدینشان و سرکوب هر آنکسی که مانند آنان نمی اندیشد، با شعار “زنده باد مخالف من” شماها نمی خواند.
خنده ای کرد و گفت تو معنی این شعار را نفهمیده ای. گفتم منظورت چیست؟
گفت که “زنده باد مخالف من” به معنی این نیست که مخالف من، آنچه می خواهد بگوید؛ بلکه فقط حق دارد زنده بماند تا به سخنان ما گوش بکند، نه اینکه حق اظهار نظر داشته باشد.
باور کنید خشکم زد، اما از صداقت او خوشم آمد چون تنها نحوی که می شد این شعار خاتمی و رفتار او را توامان توجیح کرد، همین توضیح دردناک بود. از آن موقع بود که خیلی از مسائل برایم روشن شد و فهمیدم که چه رابطه متناقضی بین گفتار و منظور تئوریسین های اصلاحات وجود دارد.
مطالب مرتبط:
یک نظام بی نظیر: جمهوری اسلامی با مخالفینش چه می کند؟ (مجموعه ای از رفتار فوق تصور و محترمانه نظام با مخالفانش)
به رنگ ارغوان زمانی توقیف شد که فیلم بازجویی قتل های زنجیره ای روی اینترنت بود
و حالا حمید فرخ نژاد جدید : مسئولان معاونت سینمایی خوب عمل می کنند!!
به نقل از : یک مقایسه ساده: شیوه برخورد با مخالفان در دولت های احمدی نژاد و خاتمی « داداشی وب.